WIKTIONARY
جستجو | گشتن

بوش

محتویات


فارسی

ریشه‌شناسی

اسم

  1. قطعة استوانه‌ای تو خالی که میله یا محوری در آن می‌چرخد.

منابع

  • فرهنگ لغت معین

(بُ وِ)

ریشه‌شناسی

(اِم

  1. کرّ و

ریشه‌شناسی

  1. خودنمایی، خودآرایی.

منابع

  • فرهنگ لغت معین

صفت

  1. بودن، کون.
  2. وجود هستی.
  3. تقدیر، سرنوشت.

منابع

  • فرهنگ لغت معین

اسم

فارسی

ریشه‌شناسی

  1. گیاهی که از آن شیاف سازند و سابقاً آن را از «دربند» می‌آوردند و بوش دربندی می‌گفتند.

منابع

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها

انگلیسی
shift

[1] جستجو
[2] All Pages
[3] سرواژهٔ تصادفی
powered by FITML